" نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن. هرکی هرچی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن. آدمها عقیده ات را که می پرسند، نظرت را نمی خواهند. می خواهند با عقیده خودشان موافقت کنی. بحث کردن با آدمها بی فایده ست. "
برگرفته از کتاب چراغها را من خاموش می کنم - زویا پیرزاد
+ نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386ساعت 7:29  توسط آتریسا
|
یه دوستی میگفت : کسانی که میخوان مهاجرت کنن، باید دو تا آجر با خودشون ببرن!!!
حالا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به دو دلیل: یه آجر لازمه که سال اول باهاش بزنن توی سر خودشون که چرا اومدن
سال بعدش هم باید با هر دو تا آجر بزنن تو سر خودشون که چرا زودتر نیومدن 
پ.ن: برای اینکه بگم برنامه ریزیمون حرف نداشت
باید بگم که در طول این هفته فیلمهای Pride&Prejudice , Fair Game, Casino Royal و البته هفته قبل هم Thorn Birds را دیدم
اینم از گزارش فیلم بینی!
+ نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 8:15  توسط آتریسا
|
این یکی دوهفته من و هدیه گلی درراستای اهداف متعالی و مزایای متمادی زبان انگلیسی، حسابی افتادیم تو خط فیلم دیدن ( البته بهتره بگم فیلم رایت کردن
)
مثلا قراره که باهم قرار بذاریم که هفته ای حدود سه تا فیلم زبان اصلی ببینیم و دقیق گوش بدیم و اگه جایی رو نفهمیدیم که چی گفتن ( دقت کنید که این جمله بار خودباوری داشت
یعنی اینکه خیلی احتمالش کمه که ما جایی رو نفهمیم! ) از هم بپرسیم و آخر سر اگه هیچکدوممون متوجه نشدیم که چی گفته بریم سراغ زیرنویس انگلیسی
فعلا که این برنامه ریزی در مرحله رایتینگه
یعنی اینکه ما فعلا هرروز داریم دی وی دی میخریم و هر روز داریم فیلم از این ور و اینور ( غالبا با عملیات کشینگ- استعاره از کش رفتن - از برادر هدیه
) جور می کنیم و می رایتیم.
هروقت برنامه به مراحل اساسی رسید خبرتون می کنم
پ.ن: من خوبم
مرسی از احوالپرسیتون دوستای گلم
+ نوشته شده در دوشنبه 14 آبان1386ساعت 15:7  توسط آتریسا
|
احساس ضعف داشتم، حس میکردم بدنم داغه ولی سردم بود! تب داشتم. سعی کردم بخوابم ولی فکر میکردم دارم بیهوش میشم. یه قرص خوردم و خوابیدم.
صبح بیدارشدم و اومدم اداره... بعد از یکی دوساعت روانه بهداری شدم و دیدم چه خبره!!! انگار همه توی بهداری بودن. دکتر گفت ویروسه! ( جدیدا مد شده، هرچیت بشه یا عصبیه یا ویروسی!!! ) نمیدونم ولی یه روز استراحت کردم، یه کم بهتر شدم ولی بازم یه دفعه همونطوری میشم. میگن ویروسش دوره داره مثلا یه هفته!
مواظب باشید با خوندن این پست ویروس بهتون منتقل نشه
+ نوشته شده در شنبه 12 آبان1386ساعت 8:56  توسط آتریسا
|
جمعه بعد از حدود ۱۲سال دوباره فیلم بربادرفته رو دیدم
جالب بود برام با اینکه خیلی خسته بودم و فیلم رو قبلا بارها دیده بودم، بدون هیچ وقفه ای چهارساعت نشستم و فیلم رو دیدم و باز هم لذت بردم
فیلمهای الان رو دیگه خیلی خوشت بیاد دوبار ببینی، اونم درشرایطی که مثلا به کسی بگی قشنگه و بشینی باهاش فیلم رو ببینی ( همیشه استثناء هست)
واقعا وقتی یه اثر یا یه فیلم جاودانه میشه، اون رو هیچوقت نمیشه قدیمی و از دور خارج شده حساب کرد و همیشه به قوت و قدرت خودش باقی میمونه.
خیلی به تفاوت سینما و فیلمنامه ها و... در عصر حاضر و گذشته فکر کردم ولی خوب فردا روش فکر میکنم
پ.ن: اونایی که این فیلم رو دیدن میدونن که این جمله فردا روش فکر میکنم جمله خاص اسکارلت(شخصیت اصلی بربادرفته ) هست.
+ نوشته شده در یکشنبه 6 آبان1386ساعت 16:11  توسط آتریسا
|
+ نوشته شده در سه شنبه 1 آبان1386ساعت 18:18  توسط آتریسا
|