بعد از رفتن مهمونهای گل و عزیزم برای جابجایی غذاها در یخچال رو باز میکنم و در این جابجایی سری هم به یخچال کوچک اتاق میزنم و می بینم که بلللللللله کرم کارامل خوشمزه که عاشقشم و با کلی ذوق و هیجان آماده کردم و کلی نقشه کشیدم که بعد از شام بخورمشون و البته بخوریمشووون جا مونده 
دیروز از صبح ۷ تا کرم کارامل خوردم و قول نمیدم که از بقیه اش هم به زودی اثری بمونه
+ نوشته شده در شنبه 12 مرداد1387ساعت 7:48  توسط آتریسا
|
دوست صميمي دانشگاهم كه يه بار گفته بودم لاتاري برنده شده بود و دنبال كاراي همسرش بود، حالا پاسش رو گرفته و به اميد خدا همسرش هم به زودي ميره.
اين دوست من اينجا كه بود خيلي درسخون نبود و به قول خودش همه واحدها رو يه دور افتاده بود... ااااما وقتي كه رفت آمريكا به من گفت دلم براي جووناي خودمون ميسوزه اينجا تو آمريكا هركي بخواد هدفي رو دنبال كنه و مثلا درسي بخونه ميتونه آينده اي رو براي اون تصور كنه و پيش بره ولي اونجا...
حالا دوست من دوره كالج رو تموم كرده و وارد مرحله سه ساله دكتراي داروسازي با گرفتن پذيرش از يه دانشگاه خوب آمريكا شده و همه نمرات دوره كالجش هم بالا بوده چون به قول خودش انگيزه داره و ميدونه بعداز فارغ التحصيلي ماهي هفت هزار دلار حقوق ميگيره 
يه دوست خوب ديگه دارم كه از دوستاي محل كارمه و ديپلم، اين دوست گلم كه چند سال پيش ازدواج كرد و رفت هلند... ديروز بهم زنگ زد كه براي دكتراي دندانپزشكي پذيرفته شده
(سيستم هلند اينطوريه كه بر اساس نمرات دوره هايي كه اونجا گذروندن و مدركي كه از قبل دارن رتبه بندي ميشن و بعدش يه تقريبا لاتاري انجام ميشه و اسامي پذيرفته شده ها رو اعلام ميكنن)
اينا رو گفتم كه بگم چقدر شرايط اجتماعي ميتونه موقعيت و مسير زندگي آدمها رو تغيير بده....
چقدر اميدواري به اينكه راهي كه پيش رو داري يه چشم انداز خوب داره و قابل ترسيم بودن اهدافي كه در پي اون هستيم، ميتونه در انسان انگيزه ايجاد كنه....
و چقدر دلم ميسوزه براي آنان كه ...
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 16:36  توسط آتریسا
|